نمیدونم از کجا شروع کنم از چی بگم؟؟ اما از هر کسی بپرسی تو یه رابطه باشی و بدون هیچ مشکلی ( حالا به جز مشکل مالی که خیلیا دارن) هیچ مشکل عاطفی و ... نباشه یه زندگی شاد و قشنگ با فاصله دور که بهش هم عادت داشتیم و میخواستیم زودتر تمومش کنیم با این شرایط قشنگی که داشتیم چی باعث میشه یه طرف از طرفا خودش رو بکشه کنار؟روزانه که ما بالای۱۰ ساعت چت داشتیم رسیده بود به زور ۳۰ دقیقه چی باعث شده بود که عشقتو دور کنی چی باعث شده بود بهش دروغ بگی ، میگیمریض شده بودی اوکی تو سرما میخوردی به من میگفتی میمردم براات میگفتم چیکار کن چیکار نکن بعد همچین مریضی گرفته بودی به من نکفتی! مادرت اون مریضی رو داشت اولین نفر به من گفتی زنگ زدی یادته؟حالا چی شده بود چی عوض کرد این شرایطو؟؟انتظار داری چه فکری کنم؟؟؟حرفاات یادت رفته متاسفانه کارات یادت رفته ، میگی میخواستم از خودم دورت کنم ! اخه چرا ؟؟؟؟ اره تو این اوضاع بی مهری و بی عشقی که ازت دیدم احساس کردم دیگه منو نمیخوای ( نمیخواستی اون روزا اون ماه ها نمیخواستی ) تو همین بلاگ هم چند باری شکایت داشتم از این حال و روز چقدر استوری میکردم که قدم میزنم و ناراحتم جوری که خواهرت میگه دپرسی چرا اما تو هیچ هیچ هیچ نمیگفتی... تو اون شرایط واقعاااا انتظار داشتی چی فکر کنممممم؟؟؟همش از موضوع ازدواج فراری بودی ما قصدمون عروسی بود...
اره من بهت بد کردم بهت خیانت کردم اره اینم درست همینجا هم نوشتم که ثبت بشه من خیانت کردم اماااا اما چی باعث شددد؟؟کی باعث شد؟ اما بعدشش برگشتم خوار و ذلیل برگشتم با التماس برگشتم اما ... روز عشق اومدم پیشت که همه چی حل بشه اما بدتر از قبل شد چرا؟خودت میدونی ...
هی دنیا بعدش بازم هردو از دوری ناراحت بودیم من بهت گفتم با هم بزنیم بزیم اما ...بیخیال
آدم بده داستان من
خائن من
دروغگو من
عشق وجود دارد ...
ما را در سایت عشق وجود دارد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 154